خرید بک لینک

عصبانیت

در ادامه، هر آنچه باید درباره «عصبانیت» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

بعد از سالها آشنایی و امد و رفت و گفتگو، از جمله ای که گفته ایم تعبیر اشتباه و قصاوت غلط کردن نابخشودنیست.
ما یا هم را و خصلتهای فردی و اخلاقی هم را میشناسیم یا نه.
اگر میشناسیم بیهوده از روی یک نوشته یا یک کلام کوتاه حکم اعدام هم را صادر نکنیم.کمی مکث کردن و موقرانه و با اندیشه جواب دادن چیزی از هیچکداممان کم نمیکند.
من عصبانی ام.
از هر که بی جهت رای صادر میکند عصبانی ام.
از بیفکر حرف زدن و درگیر عجله و هیجان بودن عصبانی ام.
از اینکه به جمله ی روبروییمان دقت نمیکنیم و دوست داریم سریع جواب بدهیم عصبانی ام.
از رفاقتی که با کشمش و مویز سرد و گرم میشود عصبانی ام.
از اینکه فقط ظاهرمان را به قرن بیست و یک رسانده ایم اما هنوز آداب و تفکر فرو رفته در قرن گذشته را به روز نکرده ایم عصبانی ام.
از اعتماد به نفس کاذب که ادمهای مجازی به ما میبخشند و تعارف تکه پاره کردن های مجازی و دروغهای مجازی و اصلن چشم و همچشمی های مجازی مان عصبانی ام.
ازینهمه رفیق بازی های از الکی و القاب از الکی تری که همه مان،از هنرجوی صفر تا پیشکسوت و هنرمند واقعی،استاد خطاب میشویم عصبانی ام.
از پروفایلهای دروغکی ِ*آی ام آرتیست*ی که شبیه گردوهای پوک گول زننده می نماید عصبانی ام.
ما یاد نگرفتیم وزن ِگردوها را اندازه بگیریم و از سبکیشان به بی خاصیتیشان پی ببریم.
توقع و تظاهر حالم را بد کرده و ادعای تافته ی جدا ازین بافته بودن را نیز ندارم.
هر کس در حد خودش میتواند خوب باشد. یکی که
هیچ از نقاشی نمیداند،ممکنست بعد از تمرین و آموزش بهتر شود اما استاد نمیشود.
البته که اساتید واقعی نیز در بعضی مواقع کارهایی را بولد میکنند و تعریفهای غریب و بزرگی ازش دارند که ادم می ماند خب برای چه؟
و بهتر که ندانیم برای چه که هم این،یاد آور تهجر جنسیتی ماست.یاد نگرفته ایم بی تفکیک جنسیت کارها را بسنجیم.
البته که نقد با خصومت و بدجنسی توفیر دارد اما کاش بی هیچ شائبه ای منتقد هم باشیم و در کنارش مشوق هم.
ظرفیتِ احترام و توجه جنس مخالفمان را داشته باشیم هم بد نیست.
دقیق شدن درتفکرات منسوخ جنسیتی از ما کوتوله ای حقیر میسازد.نه از آندست کوتوله ها که شیرینند و خواستنی.کوتوله های لَزجِ متوهمی که گند میزنند به اداب معاشرت و خصایص واضح بشری.

باری،سخن به بیراهه بردم و ازینهمه تشدد فکری خودم نیز عصبانی ام.

آنقدر حس بیچارگی میکنم که درین مقال نمیگنجم. باشد برای بعد...

*استدعا دارم در خصوصی نپرسید منظورت به منست یا چه شده یا چه و چه و چه*
دوست داشتم اینها را مکتوب کنم. فقط همین

رویابیژنی #رویابیژن #عصبانیت

برچسب: نویسنده: یاسین صفری تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 13:48

صفحه بندی